مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سیمین ناصری, کاظم ندافی
کلیدواژه ها : رنگبري - پساب واحد دباغي - قارچ آسپرژيلوس نايجر - كروم - حذف بيولوژيكي
: 12546
: 30
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: رنگ يكي از آلاينده هاي منابع آب و محيط زيست است. در صنايع چرمسازي استفاده از نمك هاي كروم سه ظرفيتي باعث ايجاد پساب آبي رنگي مي گردد كه پس از دفع به محيط و تبديل آن به كروم شش ظرفيتي، از نظر بهداشتي مخاطرات فراواني براي انسان و محيط ايجاد مي نمايد. تحقيقات انجام شده در سالهاي اخير نشان داده اند كه قارچ ها در شرايط مناسب رنگ فاضلاب ها را حذف مي نمايند. هدف اين مطالعه، بررسي رنگ بري پساب واحد دباغي صنايع چرم سازي به كمك قارچ آسپرژيلويس نيجر (Aspergillus Niger) به منظور حذف بيولوژيكي كروم مي باشد. مواد و روش ها: ابتدا كيفيت شيميايي پساب واحد دباغي مورد بررسي قرار گرفت. پس از تنظيم نسبت كربن به ازت در پساب، از محيط كشت قارچ Aspergillus Niger در مقادير مختلف به نمونه هايي از پساب در رقت هاي مختل، تلقيح شد. نمونه ها به مدت 24 ساعت در گرم خانه شيكردار قرار داده شدند. سپس ميزان جذب رنگ در طول موج 565 نانومتر و رشد توده سلول تعيين شد. يافته ها: نتايج نشان داد كه قارچ Aspergillus Niger توانايي رشد در پساب واحد دباغي، با رقت 10 تا 20 درصد (ميزان كروم 12.5 و 245 ميلي گرم در ليتر)، نسبت C/N برابر با 10 و pH=3.5 را دارد و رنگ پساب را به ترتيب تا حد 94.5% و 93.4% كاهش مي دهد. بهترين ميزان تلقيح قارچ 10 ميلي ليتر تعيين شد. با افزايش نسبت وزن توده قارچ به غلظت كروم (1.7 تا 23.7 ميلي گرم توده وزن خشك قارچ به ميلي گرم كروم) درصد رنگ بري افزايش يافت. بالاترين درصد حذف 94.5% و در نسبت 23.7mg/L به دست آمد. اين نتيجه با انجام آزمون همبستگي كاملا معني دار (R=0.8836) بوده است. نتيجه گيري: قارچ Aspergillus Niger توانايي رشد در پساب دباغي را داشته و مي توان با استفاده از آن ميزان رنگ پساب را كه ناشي از كروم سه ظرفيتي است، تا 95% حذف نمود. بنابراين، با رنگ بري مي توان كروم را نيز حذف نمود.
نویسندگان: مسعود یوسفیان, علیرضا مصداق نیا, امیرحسین محوی, اسرافیل عسگری
کلیدواژه ها : واژگان کليدي تراز فشار صوت - آلودگي صوتي - زنجان
: 15896
: 64
: 0
ایندکس شده در :
چكيدهزمينه و هدف: آلودگي صوتي در شهرها يكي از مشكلات مهم زيستمحيطي است كه موجب اثرات زيانآوري نظير افت شنوايي، اختلال در خواب، افزايش فشار خون و ناراحتيهاي گوارشي در مردم شهر ميشود. به منظور پيشگيري از اين اثرات و دسترسي به استانداردهاي توصيه شده، اندازهگيري آلودگي صوتي در شهرها امري ضروري است. اين پژوهش با هدف بررسي آلودگي صوتي در شهر زنجان در سال 1386 انجام گرفته است.روش بررسي: جهت اندازهگيري تراز فشار صوت در مجموع 64 نمونه در طي 2 هفته نمونهبرداري طبق استاندارد سازمان حفاظت محيط زيست در مناطق مسكوني و تجاري نمونهبرداري شد، كه اين 64 نمونه از 16 محل و براي هر محل در 4 نوبت صبح، ظهر، عصر و شب نمونهبرداري شدهاست. شاخصهاي صدا در شبكهي وزني A قرائت شد. در اين تحقيق اندازهگيريها در ايستگاههاي مورد نظر توسط دستگاه صداسنج مدل (Cel-268) صورت گرفت.يافتهها: حداكثر مقدار تراز معادل فشار صوت در مدت زمان 30 دقيقه اندازهگيري شده در شبكهي وزني A نيز در طول زمان اندازهگيري شب مربوط به چهارراه صدرجهان به مقدار 72 دسيبل و در طول روز مربوط به چهارراه سعدي به مقدار 7/77 دسيبل به دست آمد. از لحاظ آماري اختلاف معنيداري بين مقادير تراز معادل فشار صوت شب با مقادير تراز معادل فشار صوت ظهر و عصر به ترتيب با P-value هاي 046/0 و 035/0 مشاهده شد ولي از لحاظ آماري اختلاف معنيداري بين مقادير TNI و NPL در بين 4 نوبت شبانهروز به ترتيب با P-value هاي 054/0 و 052/0 مشاهده نشد.نتيجهگيري: با توجه به نتايج به دست آمده مشخص شد كه شهر زنجان آلودگي صوتي بالايي در مناطق مسكوني- تجاري دارد و در مقايسه با استانداردها در اكثر موارد بالاتر از استاندارد است. در ضمن نتايج به دست آمده از اين تحقيق با نتايج ساير مطالعات صورت گرفته در كشور همخواني دارد.
نویسندگان: نغمه علوی نخجوان, کاظم ندافی
کلیدواژه ها : تصفيهخانه فاضلاب شهرک قدس - لجن فعال - حذف دترجنتها
: 11246
: 51
: 0
ایندکس شده در :
زمينه و هدف: سورفاكتانتها يا عوامل فعال سطحي در واقع مواد شيميايي آلي هستند كه با تجمع در سطح مشترك گاز- مايع يا جامد- مايع، خصوصيات آب را تغيير ميدهند و با كاهش كشش سطحي آب، عمل پاككنندگي را تسريع ميكنند. سورفاكتانتها در واقع اصليترين و مهمترين مواد شيميايي در دترجنتها هستند كه تقريباً 5-30% وزن دترجنتها را تشكيل ميدهند. با تخليه مستقيم فاضلاب خام يا پسابهاي تصفيهشده، دترجنتها به محيط وارد ميشوند و با ايجاد آلودگي در منابع آب، كيفيت آنها را كاهش ميدهند و هزينهها را بالا ميبرند. مطالعه حاضر با توجه به حد مجاز تخليه دترجنتها بر اساس استانداردهاي تخليه پساب براي آبهاي سطحي و آبهاي زيرزميني و همچنين مورد استفاده در كشاورزي كنترل كارايي تصفيهخانه فاضلاب شهرك قدس انجام شد.روش بررسي: در اين مطالعه تجربي نمونهبرداري از فاضلاب خام و همچنين پساب تصفيهخانه فاضلاب شهرك قدس در شش هفته و هر هفته شش نمونه انجام شد. مقدار سورفاكتانتهاي آنيوني با روش MBAS (Methylene Blue Active Substances) مشخص و با استانداردها مقايسه گرديد.يافتهها: بر اساس يافتههاي پژوهش مقدار دترجنتها در فاضلاب خام ورودي به تصفيهخانه فاضلاب شهرك قدس در محدوده 23/1 تا 23/5 ميليگرم در ليتر و در پساب تصفيه 093/0 تا 263/0 ميليگرم در ليتر به دست آمد. راندمان حذف در اين تصفيهخانه حدود 93% بود.نتيجهگيري: با توجه به نتايج اين بررسي و مقايسه راندمان حذف بالاي دترجنت از فاضلاب و با دستيابي به استاندارد تخليه فاضلاب به محيط زيست مشاهده ميشود كه مقادير دترجنت در پساب خروجي كمتر از استاندارد تخليه به آبهاي سطحي و زيرزميني ميباشد، بنابراين به تصفيه پيشرفته نياز نخواهد بود.
نویسندگان: حمیدرضا روحافزا, شاهین شیرانی, پژمان عقدک, کاظم ندافی, محمد امیرخانی, مهشید رفیعی شهربابکی, سعید سرکشیکیان, اکرم آهنگر پور
کلیدواژه ها :
: 15196
: 50
: 0
ایندکس شده در :

 

 

چکيده

  زمينه و هدف: سندرم متابوليک به عنوان يکی از عوامل خطر شناخته شده بيماری قلبی- عروقی مطرح است. ارتباط بين تعداد گلبولهای سفيد و قرمز با اين سندرم نامشخص است، گرچه ارتباط بين مقاومت به انسولين و اين فاکتورهای خونی در بعضی مطالعات مشخص است. هدف مطالعه موجود بررسی همزمانی اختلال پارامترهای خونی با سندرم متابوليک است.

  مواد و روشها: در اين مطالعه توصيفی 11974 نفر فرد بالای 19 سال در سه شهر اصفهان، نجفآباد و اراک در مناطق شهری و روستايی در قالب برنامه قلب سالم اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا اين افراد مورد پرسشگری اطلاعات دموگرافيک شامل سن، جنس، سابقه بيماریها و مصرف دارو قرار گرفتند. سپس فشارخون و دور کمر اين افراد در شرايط استاندارد توسط پزشکان دوره ديده اندازهگيری شد. فشارخون در دو نوبت توسط فشارسنج استاندارد اندازهگيری شد و ميانگين اين دو محاسبه شد. از تمامی افراد نمونه خون ناشتا بعد از 14-12 ساعت گرفته، تعداد گلبولهای سفيد و قرمز اندازهگيری شد. ميزان تریگليسريد ، قند خون ناشتا و کلسترول با چگالی بالا نيز بررسی شد. تمامی افراد از جهت وجود سندرم متابوليک و طبق تعريف ATP III ارزيابی شدند. دادهها در نرمافزار SPSS-11 وارد شد و با آزمونهای آماری
t مستقل و همبستگی اکسپيرمن مورد پردازش قرار گرفتند.

  يافتهها: زنان و مردان مورد مطالعه به ترتيب 6132 (51%) و 5842 (49%) نفر با ميانگين سنی 8/3 ± 6/35 و 2/3 ± 7/35 بودند. شيوع سندرم متابوليک در مردان 6/10%، در زنان 35% و در کل 1/23% بود. ميزان گلبولهای سفيد و قرمز در هر کدام از اجزاء سندرم متابوليک نسبت به افرادی که اين اختلالات را نداشتند به طور معنیداری بالاتر بود (01/0 p< ).

  ارتباط بين هر کدام از اجزاء سندرم متابوليک با گلبولهای سفيد و قرمز معنیدار بود به جز پرفشاری خون که ارتباط معنیداری نداشت. قویترين ارتباط بين گلبولهای قرمز با کلسترول با چگالی بالا (001/0 p< ، 245/0- = r ) و بين گلبولهای سفيد و تریگليسريد (001/0 p< ، 195/0 = r ) وجود داشت.

  نتيجهگيری: طبق اين بررسی افزايش تعداد گلبولهای سفيد و قرمز در سندرم متابوليک مشاهده شد و بنابراين با کمک مطالعات وسيعتر شايد بتوان از اين پارامترهای خونی گرچه در محدوده نرمال باشند، به همراه ساير اجزاء سندرم متابوليک جهت شناسايی افراد با خطر بالا استفاده نمود.

  واژههای کليدی: سندرم متابوليک، گلبول سفيد ، گلبول قرمز